تبليغاتX
ღ♥ღ.::مجنون لیلی::. ღ♥ღ

ღ♥ღ.::مجنون لیلی::. ღ♥ღ

"وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي "

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش...

 ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش...

 ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش...

چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي

دوستم داري؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت1:50 قبل از ظهرتوسط علی | |

 

 

به خاطر احترام به نظر دوستان .. و رفع بعضی توهمات این قسمت حذف شد

گرچه حق من این همه توهین نبود

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت10:8 قبل از ظهرتوسط علی | |

از تمام بازدیدکنندگان میخوام که برای جوانی که دچار بیماری سرطان شده دعا کنید تا زود خوب بشه

از همتون ممنونم

..............................................

مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش میکند

تو تنها چیزی هستی که که برای من ارزش فکر کردن را داری!

نمیدانم چهقدر از شهر من دوری اما همه جا

حست میکنم .. می شنومت

تو تکرار همیشگی عشقی و من

                                فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم و دیگر هیچ ........!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت12:47 بعد از ظهرتوسط علی | |

از تمام بازدیدکنندگان میخوام که برای یه جوان که

دچار بیماری سرطان شده همتون دعا کنید تا زود تر خوب بشه

از همتون ممنونم

.................................

................

خوب فکر کنم فردا ولنتاین باشه .. نمیدونم فکر کنم همتون با سیندرلا ..راپونزل..سفید برفی .. زیبای خفته و... آشنا باشید ..هرکدوم ممون یکدوم از این افسانه هارو خیلی دوست داریم .. اگه دقت کرده باشید به همه این قصه و افسانه ها ..دختر ممکنه از هر خانواده ای باشه یتیم .فقیر ..معمولی یا ثروتمند ولی مجنون همیشه یه آدم پولدار بوده و 99درصد یه شاهزاده.. یه پرنس ..هیچ وقت یه فرد عادی به خودش حق نمیداد عاشق زیباترین دختر بشه همیشه دختر زیبا و خوشگل مخصوص شاهزاده بود و همچنین قهرمان قصه یه پرنس بوده..!نمیدونم چرا...! جالب اینجاست دختره قصه هم عاشق هیچ کس نمیشه جز یه شاهزاده و از بچگی منتظر اینه که یه پرنس بیاد بگیرتش معمولا این طور بوده..

من از میون تمام این قصه ها و افسانه ها قصه "دیو و دلبر" رو خیلی دوست دارم و بارها نگاهش کردم دختری که عاشق یه دیو میشه نه یه شاهزاده ..دختری که باطن شخص ومیبینه نه ظاهرش دیوی که ازش آزادی شو میگیره و مانع از دیدن پدرش میشه

عاشق قصری هست که خیلی وحشتناکه برعکس قصه های دیگه که قصرشکوه و جلال خودشو به رخ میکشه ..این دختر از یه دید دیگه به دیو و قصرش نگاه میکنه و بدون اینکه بدون اون یه شاهزاده هست که تلسم شده عاشق ذات وباطن دیو میشه..

گرچه تو این داستانم دیو یه شاهزاده بوده ولی دختر از این موضوع خبر نداشته درست زمانی که قویترین و خوشگل ترین پسر شهر یا دهکدشون عاشقش بوده و اونو میخواسته دختر به عشق دیو بله میگه..

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت5:6 بعد از ظهرتوسط علی | |

يادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشي

                            الهي بميري


اگه دوستم نداشته باشي، غيرِ‌ من کسي رو داشته باشي

                                                  الهي بميري


بعدش برات نوشتم، هَمَرو دروغ نوشتم،

                         الهی خودم بميرم


اگه تو يه روز خواسته باشي که منو نداشته باشي

خودم ميـــمیـــرم..!!!!

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت2:42 بعد از ظهرتوسط علی | |

 

باهات نبـودم..بـــرات که بودم

اگه چشمات نبـــودم...نگاهت که بودم

همه گفتنی هام فقط تو بودی اگر حرفات نبودم ...صدات که بودم

اگه پاهات نبــودم... یه راه که بودم

اگه گریه نبــودم.... یه آه که بودم

تو خودت مثل روز آفتابی هستی...  اگر خورشید نبودم یه ماه که بودم

می تونستی واسه من یه چاره باشی توی آسمون دل ....!

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت4:10 بعد از ظهرتوسط علی | |

                             

مگر می شود آدم فقط يک بار عاشق بشود؟

عشق ابدی فقط حرف است.پيش می آيد که آدم خيلی خاطر کسی را بخواهد.

اما هميشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پيش يکی گرفتار است.

يک دفعه ...

يک موقعی...

يک جايی...

می بيند که ته دلش برای يکی ديگر هم می لرزد.

اگر باوفا باشد دلش را خفه ميکند و تا آخر عمر حسرت آن دللرزه برايش می ماند.

اگر بی وفا باشد.می لغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند

                                    .....................................                                

گفتم: دل و جان در سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی؟

آن من بودم که بی قرارت کردم....!

                                                                                   

             

+نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت5:27 بعد از ظهرتوسط علی | |